یکشنبه 27 دی 1388

یکشنبه 27 دی 1388
شانس
یکشنبه 27 دی 1388
نوع مطلب :جك رشتی،
نویسنده :DS Gorup
یه بار، تهرونیه و رشتیه و عربه، گیر
آدمخوارها میافتند. آدمخورها بهشون میگن كه طول معاملههاتون رو با هم
جمع میكنیم، اگه از 100 سانت بیشتر شد ولتون میكنیم. عربه میاد و 90
سانت میذاره. تهرونیه هم 9 سانت میذاره. رشتیه هم 1 سانت رو جور میكنه و
خلاص میشن. تو راه بازگشت، عربه میگه: "اگه من رو نداشتین چیكار
میكردین؟". تهرونیه میگه: "اون 9 سانت من خیلی مهم بود.". رشتیه میگه:
"چی میگید بابا! شانس آوردید كه من امروز تونستم شق كنم.".

یکشنبه 27 دی 1388
غواص
یکشنبه 27 دی 1388
نوع مطلب :جك رشتی،
نویسنده :DS Gorup
رشتیه میره خونه میبینه یه مرده لخت وایساده تو خونش بهش میگه تو اینجا چه
غلطی میکنی یارو میگه ایلده من با چتر از هواپیما پریدم بیرون ولی چترم
گیر کرد به درخت لباسام درومد و افتادم تو خونه شما. رشتیه میگه پس زود تر
برو خونتون تا کسی نگرانت نشده یارو میگه یعنی شاکی نیستی ؟ رشتیه میگه نه
بابا همین چند روز پیش یه غواصو از تو حموم پیدا کردم

یکشنبه 27 دی 1388
كوفته
یکشنبه 27 دی 1388
نویسنده :DS Gorup
اصفهونیه و رشتیه و تركه با هم یكجا كار میكردن. یك روز ساعت ناهار,
اصفهونیه ظرف غذاشو باز میكنه، میبینه قورمهسبزیه, میگه: بازم قرمه
سبزیِس! اگه فردا باز قورمهسبزی باشه، من خودمو از این برج پرت میكنم
پایین! بعد رشتیه غذاشو باز میكنه، میبینه كله ماهی داره .. اونم میگه:
اگه فردام همین باشه منم خودمو پرت میكنم ! تركه ظرف غذا رو باز میكنه،
كوفته داره.. میگه: ایلده اگه منم ببینم كوفتهس.. خودمو پرت میكنم !
خلاصه فردا سه نفری میان سر كار و در غذاها رو باز میكنند و از قضا هر سه
تا تكراری بوده، اینها هم خودشون رو پرت میكنند پایین! ، پلیس میاد واسه
تحقیقات و خِـرِ زناشون رو میگیره كه تقصیر شماست! زن اصفهونیه میگه: جناب
سروان , تو خونه هم هروقت قورمهسبزی درست میكردم میخورد غر نمیزد! زن
رشتیه میگه: ! ، من روحم خبر نداشت این دوست نداره. زن تركه
میگه............: جناب سروان به ولله من یه هفته بود خونه مادرم بودم,
این نفهم خودش واسه خودش غذا درست میكرد!!

تبلیغات